شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات

خرید بک لینک
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_دهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)ما با این شرایط می رفتیم بیرون، پس به ما خوش نمی گذشت. این زمانی بود که علی به زودی می رفت جبهه، یعنی ما وقت چندانی نداشتیم و نگران هم بودیم. من نگران او بودم و او نگران من.علی گفت: من هیچ، تورا هدف نگیرند، تازه متوجه شدم من هم در خطرم و خبر ندارم. قبل از جشن عروسی گفتم: می رویم و با مادرت زندگی می کنیم. گفت: آن خانه امن نیست. گفته بود خانه مان امن نیست. خواستم بپرسم کجا امن است.برای من توضیح داد که شرایط انقلاب ایجاب می کند که اینطور زندگی کنیم. ما پا در راهی گذاشتیم و باید تا آخر پیش برویم شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت دهم داستان رویای بیداری,قسمت یازدهم داستان دیوار از داروک,دانلود قسمت دهم داستان یک صعود,داستان قسمت دهم ماه عسل,داستان قسمت دهم ماه عسل 93,داستان قسمت دهم برنامه ماه عسل, نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 16:53

جوشش خون امام حسین تا قیام حضرت قائم (عجل الله فرجه)


امام حسین (علیه السلام) به فرزندش فرمود:

علی جان پسرم!

▪️بخدا سوگند! خون من آرام نخواهد شد تا آنکه خداوند مهدی (علیه السلام) را مبعوث کرده

▪️و به خاطر خونخواهی من هفتاد هزار نفر از منافقین کافر و فاسق را به قتل برساند.



▪️مناقب ابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۸۵.

شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: امام حسین (ع),امام حسین علیه السلام,امام حسين عليه السلام,امام حسين ع,امام حسین عکس,امام حسین ع ویکیپدیا,امام حسین علیه سلام,امام حسین علی اصغر,امام حسین عکس با کیفیت,امام حسین عکس متحرک, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 4:16

شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع),السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین و علی,السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام,عکس السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین, نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 8:19

پـــنـــد نــٰـامــہء شٌــــهَــــداء


خدايا ما كه حسين گونه زندگي نكرديم تا حسين گونه به شهادت برسيم ،
( پس خدايا ما را حُر گونه بپذير).

شهید سید اصغر خبازی

شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 14:13

شهید محمدابراهیم همت

میانبررسیدن به خدا"نیت"است.
کارخاصی لازم نیست بکنیم
کافیست کارهای روزمره مان رابه خاطرخدا انجام دهیم
اگرتو این کارزرنگ باشی...
شک نکن
شهیدبعدی تویی

شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 14:13

بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_هفتم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)دوستان علی سنگ تمام گذاشتند. آنقدر خدمت کردند که ما شرمنده شدیم. یکی از دوستانش موهایش را اصلاح کرد. وقتی دیدمش، متوجه شدم موهایش کوتاه و بلند است و شکر خدا جشن خوبی برگزار شد.مادر علی قدی پسنداز داشت، علی هم دارو ندارش را آورد و خلاصه مایحتاج را خریدیم. ما رفتیم خانه آقای محمدی. فردای عروسیمان علی گفت: برویم سر مزار شهدا. به رسم قدیم می دانستم که عروس و داماد نباید به قبرستان بروند. وقتی حرف شهدا پیش آمد، دهانم بستم شد.سوار شدیم و رفتیم گلزار. متوجه شدم که علی خیلی احتیاط می کند. پیش شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت هفتم داستان اسارت,قسمت هفتم داستان سیروان,قسمت هفتم داستان صابی و هاجر,قسمت هفتم داستان یک صعود,قسمت هفتم داستان رویای بیداری,داستان قسمت هفتم ماه عسل,داستان قسمت هفتم شاهگوش,داستان قسمت هفتم هری پاتر, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 14:13

بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_هشتم(داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)سر مزار برادرم فاتحه خواندیم، رفتیم سر خاک بقیه شهدا. رسیدیم به مزار آقای بختیاری که چندماه پیش شهید شده بود. علی گفت جدا جدا می رویم فاتحه می خوانیم. راست و حسینی غصه ام گرفت.چیزی نگفتم، رفتم سرخاک بختیاری، خانم و بچه اش آنجا بودند. فاتحه خواندم و احوالپرسی کردیم و آمدم کناری و علی رفت و آمد. پرسیدم: این چه کاری بود که با من کردی؟ مثلا تازه ازدواج کرده ایم، آن وقت تو می گویی تنهایی.گفت: خانواده بختیاری انجا بودند. شاید غصه بخورند که ما با هم هستیم. انگار آب یخ ریخته باشند به سرم. دیدم شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت هشتم داستان صابی و هاجر,قسمت هشتم داستان هوس,قسمت هشتم داستان رویای بیداری,داستان قسمت هشتم شاهگوش, نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 14:13

بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_نهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)آمدیم خانه. مادرش سری به ما زد و گفت: نباید می رفتید و نمی دانید شگون ندارد. بعد فردا آمد و گفت: خدا ثوابتان بدهد. آنها عزیز ما هستند.زندگی مشترکمان خیلی کوتاه بود. مثل نسیم آمد و گذشت، ولی همین بیست روز اول کافی بود، بفهمم علی چه جور آدمی است. وقتی قدم به بیرون از خانه می گذاشتیم، می دیدم او متوجه حال روز مردم است.اولاً که خیلی دقیق و احتیاط می کرد. من این کارش را گذاشتم به حساب شغلش. از آن گذاشته علی مدام در خطر بود. کسانی سایه به سایه او می آمدند.من هر لحظه فکر می کردم، کسی اسلحه می کشد شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...

ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت نهم داستان صابی و هاجر,داستان قسمت نهم شاهگوش, نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 14:13

صفحه بندی